زیرِ این آسمان؛ تو هم هستی

جایی از این جهان؛ تو هم هستی


رد شدی از کنار من؛ شاید

بوده ای در قطار ِمن؛ شاید


مثل من یک شبی حرم بودی 

کافه ای رفتم و تو هم بودی


گاه شاید که همسفر بودیم

پیش هم ساحل خزر بودیم


رد شدیم از کنار هم اما

ناشناس و غریبه و تنها


در خیابان، پیاده رو، بلوار

رد شدیم از کنار هم بسیار


شاید عیدی که آمدم شیراز

با تو بودم درون یک پرواز


هرکجا رفته ام تو هم بودی

سینما رفته ام تو هم بودی


عصر پاییز رد شدم شاید

از کنارِ تو ساری یا مشهد


ما گذشتیم و آشنا نشدیم

حیف، درگیرِ ماجرا نشدیم


زنده ام همچنان؛ تو هم هستی

جایی از این جهان؛ تو هم هستی

امیرحسین خوش حال